ویتامین ن

خاک شد

دیگه پذیرفتم که اون چیزی که من میخواستم رو خدا درشو بسته سه قفله کرده

منم خودمو بکشمم باز نمیشه

از هر جهت بهش فکر کردم

هر مدلی برنامه اشو ریختم

بازم درست نمیشه!

فهمیدم خدا نمیخواد از اولم نمیخواست برام

هر جور میرم سر راهم یه سنگ بزرگ میوفته

تقریبا چند روزی میشه که پذیرفتمش براش گریه کردم خیلی زیاد ولی الان دیگه براش ناراحت نیستم

خاکش کردم

لباس عزا رو در آوردم

شروع میکنم یه جاده دیگه میسازم

هر چه بادا باد

به میمنت و مبارکی 🍫🍬

Me | پنجشنبه سی ام مهر ۱۴۰۵ 23:55