Home

ویتامین ن

@
<-BlogAbout->
♡ Me @ meroij27

شیرکاکائو

@Me- دوشنبه بیست و نهم تیر ۱۴۰۵ 15:45

برای امتحان انگل تقریبا تا صبح امتحان بیدار بودم حتی صبحونه ام نخوردم

سوار اتوبوس شدم برم مصلی خواب و بیدار بودم تو سرم یه اهنگ پخش میشد اتوبوس وایمسیتاد ادما سوار و پیاده میشدن

مصلی که رسیدم رفتم فروشگاه روبروی ایستگاه شیر کاکائو و کیک گرفتم نشستم تو ایستگاه که بخورم نی افتاد زمین

ناراحت شدم

با بغض رفتم تو مغازه به اقاعه فروشنده گفتم میشه یه نی بهم بدین این افتاد زمین

اقاعه کپ کرده بود گفت اره اینجا نی داریم بردارین

نی برداشتم رفتم تو ایستگاه ولی بازم دلم میخواست گریه کنم

حتی نمیدونستم چرا؟