دیشب مامانم میگفت بابا داداشمو دعوا کرده اونم بغض کرده گفته اگر هلیا بود من مشکلاتمو بهش میگفتم🥲🥺🥹
شبشم به مامانم گفته قصه اون پسر رو بگو که خواهرش رفته کربلا
بعد میگفت اخر داستان شروع کرده گریه کردن🥲
بچهههه:))