تقریبا به مدت دو روز توی کشور عراق بودم
خیلی خلاصه بگم
من مرز عراق ،نجف ، کربلا و فاصله بین نجف و کربلا رو دیدم
به این نتیجه رسیدم مردم این کشور نسبتا با زندگی راحت مشکل دارن شایدم زندگی راحت تو ذهن اونا با زندگی راحت توی ذهن ما متفاوته
ولی چیزی که توی چشم بود سختی هایی بود که بدون نیاز به کمک خاصی از طرف دولت یا هر نهاد دیگه ای قابل حل بود
انگار انقدر با این سختی زندگی کرده بودن که به سبک زندگیشون تبدیل شده بود
بدون قضاوت بگم مردم عراق ادم هایی ثروتمند در عین حال فقیر هستن
نمیگم همه ولی اکثر مردایی که اونجا بودن به خانم ها بد نگاه میکردن
اصلا در کنار مرداشون احساس امنیت نداشتی
اگر بدون مرد توی کشور عراق راه میرفتی به شدت احساس بدی داشتی
این نگاه ها چیزی نبود که فقط من احساس کنم و تمام ۲۰۰ و خورده ای دختر کاروان اونو تایید میکردن
ایرانی بودن کم ارزش بودن پولت از نگاه من برای اونا ابزار تحقیر بود و شاید این فقط نگاه من باشه🙃
اما فرای همه این حرفا
مردم عراق غرق عشق به حسین بودن عمرا اگر میزاشتن گرسنه بمونی
بدون جای خواب بمونی ،خسته راه بمونی ،تشنه باشی
در نهایت همه اینا اربعین و کربلا واقعا تجربه متفاوتیه
عشق به حسین توی مشایه کاملا قابل لمس